۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

تكليف استخدام حق التدريسي‌ها و 40 هزار نيروي جديد در آموزش و پرروش مشخص شد


خبرگزاري فارس: نمايندگان مجلس مصوب كردند در صورت وجود مجوز استخدام، وزارت آموزش و پرورش مكلف به استخدام با اولويت معلمان حق التدريسي در اين وزارتخانه مي‌شود مگر در استان‌ها و يا رشته‌هايي كه معلم حق التدريسي واجد الشرايط موجود نباشد.



 
 به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس نمايندگان مجلس در جلسه علني امروز يكشنبه جزئيات طرح دو فوريتي الحاق دو ماده به قانون تعيين تكليف استخدامي معلمين حق التدريسي و آموزشياران نهضت سواد آموزي در وزارت آموزش و پرورش مصوب 1388 را بررسي و تصويب نهايي كردند كه فوريت اين طرح در جلسه علني روز سه شنبه مورخ 14 ارديبهشت ماه به تصويب مجلس رسيده بود.
طبق مصوبه مجلس در صورت وجود مجوز جذب و استخدام، وزارت آموزش و پرورش مكلف است استخدام همه معلمان حق التدريس و آموزشياران نهضت سواد آموزي واجد شرايط را مطابق مفاد قانون مذكور در اولويت قرار دهد. مگر در استان‌ها يا در رشته هاي مورد نياز که در ميان معلمان حق التدريس واجد شرايط قانون مذكور موجود نباشد، كه در اين صورت وزارت آموزش و پرورش با استفاده از باقي مانده بخش تعيين شده در ماده يك يا بر اساس ماده 9 قانون مذكور مي‌تواند اقدام لازم جهت رفع نيازهاي خود را انجام دهد.
نمايندگان ملت همچنين وزارت آموزش و پرورش را موظف كردند كه بر اساس بند 2 قانون الحاق يك تبصره به ماده واحد قانون انتقال مراقبين بهداشت مدارس به واحدهاي آموزشي تابعه وزارت آموزش و پرورش مصوب 12 تير 1384 جهت شاخص‌هاي سلامت در آموزش و پرورش، نسبت به استخدام 5 هزار نفر از مراقبين بهداشت اقدام كند.
بر اساس مصوبه خانه ملتي‌ها مراقبين بهداشت داراي مدرك فوق ديپلم مي‌توانند به استخدام پيماني آموزش و پرورش درآيند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

آيا دكتر خانعلي مي تواند الگوي مبارزات صنفي معلمان ايران باشد ؟



"دکتر ابوالحسن خانعلی "، آموزگار دهه 40 و عضو باشگاه مهرگان نامی آشنا در میان فرهنگیان به ویژه فعالان صنفی و مدنی تشکل هاست.
پس از به شهادت رسیدن ایشان توسط عوامل رژیم شاه ، 12 اردیبهشت به نام روز معلم نامگذاری شد .
از او اطلاعات زیادی جز رشته و یا محل تدریس در دست نیست ...
سخن معلم در یادداشتی فعالیت ها و شرایط آن دوره و مقایسه تطبیقی آن را در آدرس فیلتر شده قبلی منتشر کرد .
سخن معلم بر این باور است که باید مطالب و یادداشت های بیشتری در مورد ایشان و نیز اوضاع و شرایط اجتماعی و نیز باشگاه مهرگان توسط افراد علاقه مند و فعال به رشته تحریر درآید .
یادداشت زیر با عنوان " آيا دكتر خانعلي مي تواند الگوي مبارزات صنفي معلمان ايران باشد ؟" در" روز معلم " تقدیم فرهنگیان و خوانندگان می شود .
یاد و خاطره اش گرامی باد ...

از اولين اعتراضات وسيع و تاثير گذار معلمان ايران كه براي مطالبات صنفي و احقاق حقوق خود به خيابان ها آمدند چهل و هفت سال مي گذرد." علي رغم آنكه روز 18 ارديبهشت سال 1340 در تظاهرات وسيعي ؛ معلمان با صدور قطعنامه اي روز 12 ارديبهشت را "روز معلم " اعلام كردند و مقرر شد كه همه ساله در اين روز مدارس در سراسر كشور تعطيل شود (1) و با اينكه اين قطعنامه توسط معلمان عضو باشگاه مهرگان تهيه و تنظيم شده بود اما فقط يك سال اين مراسم برگزار شد و پس از استعفاي دولت اميني در تير ماه 1340 اين روز به فراموشي سپرده شد .(2)
تا اينكه تقريبا بعد از اولين اعتراضات سازماندهي شده در دي ماه 1380 كه در مركز تربيت معلم شهيد باهنر تهران و به دعوت "سازمان معلمان ايران " برگزار شد نام و ياد "دكتر خانعلي " به عنوان "نماد مبارزه عليه تبعيض و بي عدالتي " به سرعت وارد ادبيات جامعه معلمان ايران گرديد .
چه شده است كه نام "دكتر خانعلي " دوباره در اذهان زنده شده است ؟
اين مهم است كه اكثر مطالب نگارش شده در مورد رويداد1340 از نوع " واقعه نگاري " بوده و كمتر به تحليل و نقد "حركت معلمان و نقش باشگاه مهرگان در اين تحولات و نيز نقش "دكتر خانعلي " در اين مبارزات پرداخته است وبا وجود كمبود جدي منابع در اين زمينه سعي خواهم كرد كه اين واقعه مورد "بازخواني ؛ واكاوي و تطبيق "قرار گيرد.
"در بهمن سال 1339 تشكل صنفي آن روز معلمان يعني "كلوپ مهرگان "به رياست آقاي درخشش " بيانيه اي صادر و در آن خواهان افزايش حقوق آموزگاران گرديد . در پي اين بيانيه آموزگاران "سراسر كشور "با جمع آوري طومارهايي به پشتيباني از اين بيانيه پرداختند . در ارديبهشت 1340 در پي بي توجهي دولت وقت به اين اعتراضات ؛ آموزگاران تهران دست به اعتصاب زده و در مقابل مجلس گرد آمدند ؛اما ماموران انتظامي آن زمان با يورش به معلمان و قتل دكتر خانعلي به اين تجمع پاسخ دادند .(3)
حتي روز 11 ارديبهشت 1340 "محمود مهران وزير فرهنگ دولت "شريف امامي " با عصبانيت خطاب به خبرنگاران گفت : "بنويسيد اولا اعتصابي نمي شود ؛ثانيا مغز اعتصاب كننده را خرد خواهم كرد .(4)
نگاهي به اين جريان نشان مي دهد كه ميزان "همبستگي و تشكل پذيري " معلمان در حدي بوده است كه " جغرافياي اجتماعي –سياسي جامعه را تحت تاثير قرار داده است و مهمتر از آن ؛ حمايت مستقيم معلمان سراسر كشور از بيانيه "باشگاه مهرگان " بوده است !
از سوي ديگر ؛ بنا بر گفته ها تجمع حدود 4000 معلم در تهران آن روز در مقايسه با ميزان جمعيت معلمان آن روز كاري بزرگ و تشكيلاتي بوده است و اين نشان از نفوذ و تا ثير گذاري باشگاه مهرگان بر معلمان و مسئول يعني محمد درخشش داشته است.
اما روز 12 ارديبهشت محمد درخشش رئيس باشگاه مهرگان دستگير و زنداني شد. محمد درخشش فرزند يدالله متولد سال 1294 شمسي ؛ فارغ التحصيل دانشسراي عالي تهران در رشته تاريخ و جغرافي و دبير دبيرستان هاي پايتخت بود.
او ابتدا جامعه فارغ التحصيلان دانشسراي عالي را تشكيل داد و بعد از كودتاي 28 مرداد همراه با دبيران همفكر خود باشگاه مهرگان را تاسيس كرد.درخشش از لحاظ فكري به دكتر علي اميني نزديك بود.درخشش در اسفند ماه سال 32 در دوره هجدهم مجلس به عنوان نماينده انتخاب شده بود. با سقوط دولت شريف امامي و دعوت از دكتر علي اميني براي تشكيل دولت درخشش از زندان آزاد شد و از سوي اميني به عنوان وزير فرهنگ برگزيده شد. محمد درخشش در سال 1384 پس از يك دوره طولاني اقامت در آمريكا در گذشت.
شاه با استعفاي شريف امامي موافقت كرد و روز 16 ارديبهشت علي اميني سياست گذار كهنه كار ؛ اشرف زاده قجر؛ به دربار دعوت شد تا در مورد تشكيل كابينه رايزني كند. گفته مي شود شاه همواره از علي اميني مي ترسيد. اميني دولت تشكيل داد تا فضاي باز سياسي ايجاد كند و اصلاحات را پيش ببرد.
اما بد گماني شاه به او و عدم همكاري و بي اعتمادي اپوزسيون به خصوص جبهه ملي باعث شد كه دولت اميني در ميان مشكلات غرق شودو يك سال و دو ماه بعد بهار اصلاحات با روي كار آمدن اسدالله علم تبديل به خزان ديكتاتوري شد . درخشش كنار رفت . باشگاه مهرگان تعطيل شد و تنها دستاورد صنفي معلمان افزايش حقوق ها در مقطع سال 40 بود.(5)
نكته مهم اين است كه باشگاه مهرگان قائم به يك شخص بوده است در غير ان صورت نبايد با تغيير دولت منحل مي شد.
از سوي ديگر گرايش هميشگي جامعه ايران (كه البته تاريخ انقضا نيز ندارد) به سوي" قهرمان پروري" و تمايل به انتظار براي ظهور مجازي دائم حضرت موسي (ع) !!؛ باعث شد تا پس از تعطيلي باشگاه مهرگان اقدام ديگري از سوي معلمان ديگر در خصوص پايه ريزي و تاسيس تشكل ديگر صورت نگيرد.ضمن آنكه جامعه معلمان آن روز تصور مي كرد با دو برابر شدن حقوق و تصويب اشل حقوقي معلمان ديگركار پايان يافته است در صورتي كه تشكل ها به علت تعريف ماهيت كه همواره خاصيت " نظارت و پرسشگري و كمك به بهبود امور " را دارند تعطيل پذير نيستند؛ و اين نشان مي دهد كه جامعه معلمان آن روز و نيز باشگاه مهرگان فاقد يك" تئوري مدرن و منسجم"براي ادامه كار فارغ از اسطوره پروري و مسايل حاشيه اي داشته است .
و نكته ديگر آنكه آقاي درخشش در سال 1332 نماينده مجلس بوده است و اين مساله شايد در نفوذ و اثربخشي باشگاه مهرگان تاثير به سزايي داشته اما انتساب او به يك شغل دولتي مهم با هر انگيزه اي باعث عملياتي شدن تئوري تبديل نهضت (movement ) به انستيتوسيون (نظام سازي ) مي شودو اين نشان مي دهد كه آسيب زدايي مهم براي تشكل ها به خصوص ازنوع صنفي در ايران بايد اجتناب از"ذوب شدن در دولت " و نيز تعريف حد و مرز خود با " ساختار موجود" باشد.
دكتر ابوالحسن خانعلي :
" احمد احمد " مي نويسد:
" هنگامي كه سيكل اول دبيرستان جامي را گذراندم با ابو الحسن خانعلي آشنا شدم ؛ او معلمي دلسوز ؛ متدين و با اخلاق بود كه از معلمين هم سطح سواد بيشتري داشت ؛ پنجشنبه ها و جمعه ها به امام زاده داود (ع) مي رفت و به صورت افتخاري كارها و امور آنجا را انجام مي داد.(6)
ابوالحسن خانعلي اهل روستاي كن تهران؛ دبير فلسفه و عربي دبيرستان جامي در غرب تهران بود. ابوالحسن خانعلي با مدرك ليسانس معقول و منقول در سال 1335 به استخدام وزارت فرهنگ در آمد. هنگام شهادت علاوه بر شغل معلمي دانشجوي دكتراي فلسفه دانشگاه تهران بود. خانعلي گرايش سياسي معيني نداشت و در تظاهرات ميدان بهارستان هم نقش رهبر سخنران يا سخنگو نداشت. او معلمي بود كه براي دفاع از حقوق صنفي خود در يك اجتماع صنفي شركت كرده بود.
معلمان پيكر نيمه جان خانعلي را به بيمارستان بازرگان منتقل كردند . به علت شدت جراحات در گذشت. معلمان پيكر بي جان او را به مسجدي در خيابان اسكندري در غرب تهران منتقل و خود را براي تشييع جنازه با شكوه او آماده كردند.(7)
"سيد رازي طبيب "؛ عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران در اين باره مي گويد :
"در آن تظاهرات حضور داشتم و خوب هم آن روزها را به ياد مي آورم.در ساعت 11 صبح روز سه شنبه 12 ارديبهشت بود. فضاي ميدان بهارستان مالامال از معلماني بود كه چهارمين روز اعتراض و اعتصاب سراسري خود را مي گذراندند. آن روز ؛ عده زيادي از كارگران شركت نفت و دانشجويان و دانش آموزان هم به معلمان پيوسته بودند و در آنجا حضور داشتند. پليس وقتي ديد اخطارهايش تاثير ندارد به دستور رئيس كلانتري براي متفرق كردن جمعيت كه هر لحظه هم بيشتر مي شد از ماشين هاي آتش نشاني استفاده كرد و آنها با شيلنگ فشار قوي شروع كردند به آب پاشيدن روي مردم.
دكتر خانعلي و عده اي از دوستانش در صف اول تحصن بودند كه پس ازآب پاشي با يك حركت ناگهاني حمله كردند به طرف ماشين هاي آتش نشاني و شيلنگ فشار قوي را از دست ماموران رژيم درآوردند و آنها را گرفتند به طرف ماموران پليس كه كاملا مسلح بودند. در اين حادثه كه با تحسين مردم و معلمان روبرو شد ؛ ناگهان " سرگرد شهرستاني " رئيس كلانتري كلتش را بيرون آورد و به اتفاق بعضي از نيروهايش شروع كردند به تير اندازي به طرف مرحوم خانعلي و همراهانش كه ايشان در همان حادثه و محل به خون غلتيد و شهيد و بقيه مجروح شدند كه به بيمارستان منتقل شدند يا پنهاني مورد مداوا قرار گرفتند . روحش شاد كه انساني مومن و مبارز بود.(8)
به نوشته " اسد بهرنگي ؛ صمد از ماه ها پيش از آغاز اعتصاب معلمان در تكثير و پحش اعلاميه هاي باشگاه مهرگان و در جريان اعتصاب و نيز يادگرد روز معلم و تجليل از دكتر خانعلي در سالهاي بعد شركت فعال داشته و به همين مناسبت اعلاميه هايي به اين مضمون داشته كه " روز شهادت دكتر خانعلي ؛ معلم بزرگ ؛ ياد آور اعتصاب بزرگ معلمان كشور و اعتراض آنها عليه جور و بيداد حكومت هاست. روز معلم بر شما مبارك باد. از معلم شجاع ؛ دكتر خانعلي ياد بگيريد ؛ حقتان را بخواهيد.(9)
"آن روز" روز عزاي ملي" اعلام گرديد . عزاي ملي بر مرگ خدمتگزار فرهنگ ؛ آن هم در كشوري كه بيش از سه چهارم مردم آن از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند . (10)
آنچه كه واضح است اين است كه دكتر خانعلي به احتمال زياد عضو و يا هوادار باشگاه مهرگان بوده است.علي رغم تاكيد بسياري از نويسندگان و نيز تشكل ها مبني بر اينكه دكتر خانعلي هيچ گونه گرايش سياسي نداشته است اما قراين و شواهد حاكي از اين است كه او به شدت تمايلات" آزادي طلبانه" داشته است.
ضمن آنكه در بعضي از متون در آن دوران؛ باشگاه مهرگان در برخي از موارد به طرف داري از حزب توده نيز متهم گرديده است.ذكر اين مطلب به خاطر اين است كه بسياري از معلمان ما در حال حاضر عضويت نداشتن يا به قول خودشان عدم وابستگي به تشكل ها و استقلال از احزاب را يك امتياز براي خود به شمار مي آورند و اين در واقع مانع و دافع اصلي و عمده براي به ثمر رسيدن مبارزات صنفي در يك " مظروف اجتماعي " با كاراكترهاي يك جامعه " باز و سالم" به شمار مي آيد.
پرسش اساسي اين است "چند درصد از معلمان ايران مانند معلمان دهه 40 ؛هم زمان با بيانيه تشكل هاي معلمان در دعوت به تحصن و تجمع در سال هاي 80 و 82 و 83 و 85 حمايت صريح و يا ضمني خود را از مواضع و نقطه نظرات تشكل ها اعلام كردند ؟
ممكن است عنوان شود كه تا كنون فرستادن اين همه نامه ؛طومار و..... چه مشكلي را حل كرده است ؟!
اما يك اصل مهم در مبارزات صنفي منتج به نتيجه موثر و كارا ؛داشتن يك بدنه قوي و پشتيباني سخت افزاري كارآمد است. در غير اين صورت فعالان تشكل ها در مواجهه با بحران ها و مشكلات از يك سو خود به خاطر "ضعف تئوريك و تشكيلاتي " و از سوي ديگر فقدان اين پشتيباني ؛ كارايي خود را از دست داده و در نهايت " ايزوله " خواهند شد.
به عبارت ديگر طراحي يك برنامه (نرم افزار ) قوي و موثر در كنار يك سيستم سخت افزاري مقاوم و هوشمند مي تواند مبارزات صنفي را در يك برآيند مشخص و آينده نگر به سرانجام و نتيجه مطلوب برساند.
ضمن آنكه تلفيق منطقي اين دو مولفه "قدرت چانه زني و مذاكره " تشكل ها را در مواجهه با دولت ها افزايش خواهد داد در غير اين صورت ؛ پس از مدتي "تنديسي از قهرمانان و قبه هاي نور براي بايگاني در تاريخ جهت افتخار به دسترنج پدر "خواهيم داشت .
به نظر مي رسد تعداد قابل توجهي از جمعيت آماري معلمان ايران در حال حاضر نسبت به دهه 40 ؛ در بسياري از مولفه ها؛ " عقب گرد يا پس رفت " نيز داشته اند و اين بسي مايه تاسف است ضمن آنكه از عنصر صداقت در روابط خود نيز فاصله گرفته است.
اين يك واقعيت است كه در تحليل و بازخواني واقعه 12 ارديبهشت سال 1340 ؛ مولفه هاي "معرفت شناسي " و " پديدار شناسي "مغفول مانده است و جامعه معلمان ايران متاثر از فرهنگ "مادر" به دنبال توسعه و نهادينه كردن "جنبه هاي حماسي و ماجراجويانه " اين واقعه بوده و مي باشد.همان گونه كه در تاويل و تفسير وقايع مذهبي مانند واقعه عاشورا بيشتر بر عناصر احساسي فارغ از " اركان عقلاني" تكيه دارد و اين مساله همواره باعث در "ركود" و"عدم پويايي"در تحولات جامعه با فاز مثبت گرديده است.
هر حركت و جنبش اجتماعي براي رسيدن به نتيجه مطلوب ناگزير به طي 3 مرحله زير مي باشد :
1.آگاه سازي افكار عمومي
2.آمايش اين افكار
3.مهندسي افكار عمومي
و بسترمناسب براي عملياتي كردن " مديريت بر مبناي هدف" مستلزم پردازش اين عناصر مي باشد:
1.تئوري
2.تشكيلات
3.حركت
تشكل هاي معلمي و به تبع آنها معلمان در تفسير" واقعه ارديبهشت سال 1340 " بدون در نظر گرفتن موارد 1و2 از مراحل ذكر شده و پردازش انها فقط در فكر" ايجادحركت و موج " هستند. غافل از آنكه آسيب شناسي حركت هاي تشكل ها در چند سال اخير نشان داده است كه در ابتداي كار علي رغم " ايجاد حس جمعي مشترك " ناشي از فرهنگ اعتراض در استمرار حركت هاي اعتراضي و اصلاح طلبانه به علت عدم تدوين و پردازش يك استراتژي منسجم و هدف دار و داراي بازخورد در ميانه راه خود و معلمان را در يك بلاتكليفي و سرگرداني قرار داده اند و به علت اين ضعف مستمر در غني سازي تئوري و تشكيلات هزينه هاي ناخواسته و بعضا غير ضرور را بر خود و جامعه معلمان تحميل كرده اند. و اين مساله در دراز مدت باعث " فربه تر شدن" پوسته محافظه كاري با گرايش به سوي عقلانيت ابزاري " شده است.
دكتر خانعلي به عنوان يك تفكر مي تواند الگوي مبارزات صنفي معلمان ايران باشد به شرط آنكه اين حركات و مبارزات ناظر و عامل به دو عنصر باشند. عنصر " معرفت و تعهد" كه هسته و تئوري آن را تشكيل مي دهد و مولفه " شجاعت و شها مت " كه ضامن بقا و دوام اين مبارزات باشند و دكتر خانعلي واجد هر دو بوده است.
آري!
دكتر خانعلي مي تواند......
............................................................................................................................
منابع :
1-صداي ما ؛دكتر پرويز داور پناه
2-قلم معلم
3-صداي اعتراض معلم
4-قلم معلم
5-دبيرستان فاطميه ني ريز ؛ دوشنبه دهم ارديبهشت 1386
6-محسن كاظمي ؛خاطرات احمد احمد ؛اعتصاب معلمين و قتل دكتر ابوالحسن خانعلي ؛كانون هابيليان
7-دبيرستان فاطميه ني ريز ؛ 12 ارديبهشت چگونه روز معلم شد ؛ دهم ارديبهشت 86
8- همشهري ؛ گفت و گو با سيد رازي طبيب ؛ دبير پيشكسوت دبيرستان البرز ؛نيم قرن معلمي ؛چهارشنبه 21 ارديبهشت 1384 )
9-Alfabet maxima ؛ بهرنگي ؛ وجدان بيدار يك فرهنگ تبعيدي
10- صداي ما ؛دكتر پرويز داور پناه


علي پورسليمان

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

شرایط عمومی و اختصاصی برای ثبت نام آزمون استخدام 40 هزار نفری وزارت آموزش و پرورش اعلام شد.

شرایط عمومی و اختصاصی برای ثبت نام آزمون استخدام 40 هزار نفری وزارت آموزش و پرورش اعلام شد.

 ایران اکونومیست: شرایط عمومی و اختصاصی، تاریخ و نحوه ثبت نام، مواد امتحانی و زمان توزیع کارت آزمون استخدام 40 هزار نفری وزارت آموزش و پرورش اعلام شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، به منظور تأمین نیروی انسانی مورد نیاز آموزش و پرورش طبق مفاد قوانین و مقررات بویژه قانون مدیرتی خدمات کشوری و در چارچوب دستور العمل نحوه برگزاری امتحان عمومی و تخصصی افراد واجد شرایط را به استناد مجوز استخدامی شماره 3943/200 مورخ هشتم اردیبهشت 1389 ، معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری از طریق برگزاری آزمون توانمندیهای عمومی، علمی، مهارتی و تخصصی، مصاحبه تخصصی، آزمون عملی ( حسب مورد ) و طی مراحل گزینش و طی دوره کارآموزی، مهارتی و توجیهی مربوطه به شرح ذیل استخدام می کند.
شرایط عمومی و اختصاصی برای ثبت نام
تابعیت نظام جمهوری اسلامی ایران، اعتقاد و التزام عملی به مبانی نظام جمهوری اسلامی ایران، اعتقاد و التزام عملی به اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه، تدین به دین مبین اسلام یا یکی از ادیان رسمی کشور مصرح در قانون اساسی، داشتن کارت پایان خدمت وظیفه عمومی یا معافیت دائم از خدمت،عدم اتهام و محکومیت به فساد اخلاقی و اعتیاد به دخانیات و مواد مخدر و عدم سابقه محکومیت جزایی موثر از برخی از شرایط شرکت در آزمون استخدامی آموزش و پرورش است.
همچنین داشتن سلامت جسمانی و روانی وتوانایی اشتغال، نداشتن منع استخدام در دستگاههای دولتی به موجب آراء مراجع قانونی
از دیگر شرایط شرکت در این آزمون است. ضمن اینکه داوطلبان استخدام نباید مستخدم رسمی، ثابت و پیمانی سایر دستگاههای دولتی و یا بازخرید خدمت باشند.
شرایط اختصاصی استخدام
دارا بودن مدرک تحصیلی دانشگاهی معتبر و حوزوی سطح دو و بالاتر( با تأیید شورای حوزه علمیه قم ) در رشته های تحصیلی مرتبط با رشته شغلی مورد تقاضای استخدام، حداقل سن20 سال تمام و حداکثر سن 35 سال تمام برای دارندگان مدرک تحصیلی کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد تا تاریخ انتشار آگهی استخدام و معادل حوزوی نیز به همین ترتیب است. تبصره: موارد ذیل به شرط تائیدیه های معتبر به حداکثر سن مقرر دراین بند اضافه می شود.
1. داوطلبانی که در جبهه های نبردحق علیه باطل(ازتاریخ 31/6/1359 لغایت 29/5/1367) به طور داوطلبانه خدمت کرده اند به میزان مدت حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل.
2. افراد خانواده معظم شهدا،آزادگان، مفقودالاثرها شامل: همسر، فرزندان، پدر، مادر، خواهر و برادر تا میزان پنج سال.
3. آزادگان و فرزندان شهداء و جانبازان 25% و بالاتر از شرط حداکثر سن معاف می باشند.
4.قوانین و مقررات مربوط به ایثارگران و خانواده معظم شهداء اعمال می گردد.
5. قوانین و مقررات حاکم بر امور استخدامی در خصوص دیگر اقشار از جمله افراد بومی نیز حسب مورد اعمال می گردد.
6.دانشجویان ودارندگان مدارک تحصیلی پایین تر و بالاتر ازمقاطع تحصیلی اعلام شده در شرایط احراز مشاغل مورد اشاره و همچنین دارندگان مدارک معادل حق ثبت نام و شرکت در آزمون را ندارند و به مدارک ارسالی آنان به هیچ وجه ترتیب اثر داده نخواهد شد.
7. چنانچه درهرمرحله از مراحل آزمون و جذب (حتی پس از قبولی نهایی وصدور حکم استخدام ) محرز شود داوطلب اطلاعات و مدارک خلاف واقع داده یا فاقد شرایط مندرج در آگهی است،محروم و قبولی آنان کان لم یکن تلقی خواهد شد و در صورت صدور، حکم­استخدامی آنها لغو و بلا اثر می­شود وهیچگونه حق اعتراضی نخواهد داشت.
8. مدارک تحصیلی فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی در صورت پذیرفته شدن در آزمون (حداکثر 2 ماه پس از اعلام نتیجه ) بایستی به تائید سازمان مرکزی دانشگاه مذکور برسد.
9.استخدام افراد واجد شرایط از محل این مجوز صرفاً در تعداد / جنسیت و مناطق جغرافیایی مشروحه دراین آگهی بوده و اینگونه افراد حق نقل وانتقال وجابجایی به مناطق دیگر را نخواهند داشت.
تاریخ ثبت نام
ثبت نام از روز یکشنبه مورخ دوازدهم اردیبهشت لغایت روز یکشنبه نوزدهم همان ماه از طریق پایگاه اینترنتی مرکز سنجش آموزش و پرورش به نشانی http://Aee.medu.ir و با استفاده ازکارت رمز صورت می گیرد.
براساس این گزارش، این مهلت به هیچ عنوان قابل تمدید نیست. برای تهیه کارت رمز لازم است داوطلبان در تاریخ های ذکر شده با همراه داشتن اصل فیش واریزی به مبلغ پنج هزار تومان به حساب جاری 980 خزانه نزد بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران قابل پرداخت در تمامی شعب بانک ملی به عنوان حق شرکت در آزمون های استخدامی که درمهلت مقرر فوق الذکر واریز شده است، در ساعات اداری به کارگزینی یکی از ادارات آموزش وپرورش شهرستانها، نواحی و مناطق کشور مراجعه و کارت رمز مربوط را دریافت نمایند.
ایثارگران ازپرداخت 50 درصد مبلغ مذکور و فرزندان شاهد و فرزندان جانبازان 25 درصد و بالاتر، از پرداخت کل هزینه ثبت نام معاف می‌باشند. مبلغ واریزی حق شرکت در آزمون به هیچ عنوان قابل استرداد نمی باشد.
نحوه ثبت نام در آزمون
ورود به پایگاه مرکز سنجش آموزش وپرورش به نشانی : //Aee.medu.ir :http (براساس کد رمز خریداری شده ازکارگزینی مناطق آموزش و پرورش) و تکمیل فرم الکترونیکی استخدام پیمانی و قراردادن فایل عکس در محل مورد نظر در فرم مذکور ودریافت کد رهگیری جهت صدور کارت ورود به جلسه آزمون واعلام نتایج.
چنانچه داوطلبی مراحل ثبت نام را به طور کامل انجام نداده و کد رهگیری دریافت نکند هیچگونه حقی برای شرکت درآزمون نخواهد داشت و کارت ورود به جلسه برای وی صادر نمی شود.
نحوه برگزاری آزمون و پذیرش داوطلبان
آزمون استخدامی در دو مرحله برگزار می شود . مرحله اول شامل سؤالات عمومی وسؤالات تخصصی مرتبط با رشته شغلی است و داوطلبانی که حداقل 60 درصد نمره آزمون عمومی این مرحله را کسب کنند تا سقف سه برابر ظرفیت استخدام براساس اولویت نمره برتر تخصصی به مرحله دوم آزمون معرفی خواهند شد .
مواد آزمون مرحله اول(عمومی وتخصصی)
سوالات عمومی شامل زبان و ادبیات فارسی، معارف اسلامی‌، زبان انگلیسی عمومی ـ اطلاعات سیاسی و اجتماعی و مبانی قانونی، فناوری اطلاعات، ریاضی و آمار مقدماتی که به­تعداد 100 سوال چهار گزینه ای (بااعمال نمره منفی برای پاسخ غلط ) طراحی خواهد شد.

تبصره : اقلیت های دینی ازپاسخگویی به معارف اسلامی معاف بوده وامتیاز آن در سایر مواد آزمون توزیع می شود .
سوالات تخصصی شامل حداقل 40 سوال مرتبط با رشته شغلی است.
مواد آزمون مرحله دوم(تخصصی مرتبط با مهارت‌های معلمی و آزمون های عملی و مهارتی )
پس از اعلام نتایج مرحله اول اعلام خواهد شد و دیگر مراحل جذب مانند دوره توجیهی، آموزشی، مهارتی و کارآموزی و طی مراحل گزینش ( توسط هیأت عالی گزینش ) نیز متعاقباً اعلام می گردد.
زمان و چگونگی توزیع کارت ورود به جلسه آزمون
کارت ورود به جلسه آزمون مرحله اول از روز شنبه یکم خرداد 1389 لغایت سه شنبه مورخ چهارم خرداد ازطریق ورود (بااستفاده ازکد رهگیری) به پایگاه اینترنتی مرکز سنجش آموزش و پرورش به نشانی : http://Aee.medu.ir قابل دریافت است. نام ونشانی محل برگزاری آزمون درکارت ورود به جلسه درج گردیده است .
زمان برگزاری آزمون مرحله اول
زمان برگزاری آزمون مرحله اول بعد ازظهر جمعه هفتم خرداد ماه 1389 است.
همچنین زمان و نحوه برگزاری آزمون مرحله دوم که مربوط به آزمون سؤالات تخصصی مرتبط با مهارتهای معلمی و روش تدریس می­باشد بعد از اعلام نتایج آزمون مرحله اول به اطلاع پذیرفته شدگان خواهد رسید. 

روز معلم، چگونه روز معلم شد؟

نگاهی تاریخی به جنبش معلمان از سال1340 تا  دهه اول انقلاب  


شریف امامی در اسفندماه سال 1339 کابینه خود را به مجلس شورای ملی معرفی کرد و پست وزارت فرهنگ  رابه دکتر جهانشاه صالح سپرد .
نخست وزیر  هنگام اعلام برنامه‌ها ی خود گفت : «راجع  به حقوق معلمان بایستی به اطلاع برسانم که با تبعیض فاحشی که نسبت به آنها شده،  لازم بود که توجهی به حقوق آنهابشود وبالاخص آنهایی که حقوق‌های پایین می‌گرفتند، که این کار شده است...».
در جلسه روز یکشنبه دهم اردیبهشت ماه سال 1340 جهانشاه صالح وزیر فرهنگ لایحه "اشل حقوقی جدید فرهنگیان" را تقدیم مجلس شورای ملی  کرد . به موجب این لایحه حداکثر حقوق اموزگاران 10600 ریال وحقوق دبیران 14500 ریال پیش بینی شده بود .
تعدادی از معلمان شهر تهران به دعوت باشگاه مهرگان که ریاست ان با محمد درخشش بود، برای اعتراض به لایحه اشل حقوقی،  از صبح روز سه‌شنبه 12 اردیبهشت ماه سال 40 در میدان بهارستان مقابل مجلس شورای ملی تجمع کردند . صدای شعارهای معلمان در صحن علنی مجلس شنیده می‌شد. ماموران برای متفرق کردن معلمان از ماشین‌ها ی آب‌پاش استفاده کردند .
خانم‌معلم‌ها که در صف جلو ایستاده بودند سرتاپا خیس شدند.  چند نفر از معلمان مرد از پیاده‌رو وارد میدان شدند تا سرلوله‌های آب رابه سمت دیگری بگردانند.  یکی از آنها معلم جوان 29 ساله‌ای بود به نام ابوالحسن خانعلی .سرگرد ناصر شهرستانی رئیس کلانتری بهارستان  که از دست معلم‌ها کلافه شده بود مستقیماً  با اسلحه کمری شلیک کرد . گلوله‌ای به سر ابوالحسن خانعلی خورد وخون او سنگفرش میدان بهارستان را رنگین کرد . دونفر هم مجروح شدند....
معلمان فریاد می زدند و شعار می‌دادند ( علیه دولت ونخست‌وزیر ). ماموران تیر هوایی شلیک می‌کردند وعده‌ای از آنها با باتوم معلم‌ها را می‌زدند. میدان بهارستان به گفته شاهدان محشر کبری بود !
صدای تیراندازی پلیس وسروصدای معلمان در صحن مجلس شنیده می‌شد. مجلس هم مشغول بررسی لایحه اشل حقوقی معلمان بود که یکی از نمایندگان از جا بلند شد وگفت : بیرون معلمان را می‌کشند ما اینجا لایحه حقوق معلمان رابررسی می کنیم ! به دنبال این سخنان جلسه مجلس به هم خورد...
... برخی از مبارزین مسلمان مانند احمداحمد در خاطرات خود ابوالحسن خانعلی  را "معلم متدین دبیرستان جامی" نامیده‌اند. به نوشته  احمد احمد ، خانعلی از همکاران خود با سوادتر بوده است .


متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید 

متن کامل : 

نگاهی تاریخی به جنبش معلمان از سال1340 تا دهه اول انقلاب
روز معلم، چگونه روز معلم شد؟
شیرزاد عبدالهی: شریف امامی در اسفندماه سال 1339 کابینه خود را به مجلس شورای ملی معرفی کرد و پست وزارت فرهنگ  رابه دکتر جهانشاه صالح سپرد. نخست وزیر هنگام اعلام برنامه‌ها ی خود گفت:" راجع  به حقوق معلمان بایستی به اطلاع برسانم که با تبعیض فاحشی که نسبت به آنها شده،  لازم بود که توجهی به حقوق آنها بشود و بالاخص انهایی که حقوق‌های پایین می‌گرفتند وحقوق بسیار کمی داشتند که این کار شده است."
شریف امامی به قول خود عمل کرد. در جلسه روز یکشنبه دهم اردیبهشت ماه سال 1340 جهانشاه صالح وزیر فرهنگ لایحه " اشل حقوقی جدید فرهنگیان " را تقدیم مجلس شورای ملی  کرد. به موجب این لایحه حداکثر حقوق اموزگاران 10600 ریال و حقوق دبیران 14500 ریال پیش بینی شده بود. این لایحه دارای جدول حقوقی و بسیار مفصل بود.
انتشار خبر بردن لایحه به مجلس، واکنش معلمان به خصوص دبیران دبیرستان‌ها را برانگیخت. تعدادی از معلمان شهر تهران به دعوت باشگاه مهرگان که ریاست آن با محمد درخشش بود، برای اعتراض به لایحه اشل حقوقی از صبح روز سه‌شنبه 12 اردیبهشت ماه سال 40 در میدان بهارستان مقابل مجلس شورای ملی تجمع کردند.
صدای شعارهای معلمان در صحن علنی مجلس شنیده می‌شد. رفته رفته با تحریک نیروی شهربانی درگیری معلمان با پلیس آغاز شد ابتدا برای متفرق کردن معلمان از ماشین‌ها یاب‌پاش استفاده کردند.
به گفته یکی از شاهدان خانم ‌معلم‌ها که در صف جلو ایستاده بودند سر تا پا خیس بودند. چند نفر از معلمان مرد از پیاده‌ رو وارد میدان شدند تا سر لوله‌های آب را به سمت دیگری بگردانند. یکی از آنها معلم جوان 29 ساله‌ای بود به نام ابوالحسن خانعلی.
سرگرد ناصر شهرستانی، رئیس کلانتری بهارستان، که از دست معلم‌ها کلافه شده بود مستقیماً به سمت معلمان با اسلحه کمری شلیک کرد. گلوله‌ای به سر ابوالحسن خانعلی خورد و خون او سنگفرش میدان بهارستان را رنگین کرد. دو نفر هم مجروح شدند.
ابوالحسن خانعلی، اهل روستای کن تهران، مجرد و دبیر فلسفه وعربی دبیرستان جامی در غرب تهران بود. ابوالحسن با مدرک لیسانس معقول ومنقول درسال 1335 به استخدام وزارت فرهنگ در آمد. هنگام شهادت علاوه بر شغل معلمی دانشجوی دوره دکترای فلسفه دانشگاه تهران بود. خانعلی گرایش سیاسی معینی نداشت و در تظاهرات میدان بهارستان هم نقش رهبر، سخنران یا سخنگو نداشت. او معلمی بود که مانند هزاران تن دیگر  برای دفاع از حقوق صنفی خود در یک اجتماع صنفی شرکت کرده بود.
بعد از تیراندازی رئیس کلانتری 2 میدان بهارستان به سوی معلمان، اوضاع متشنج شد. معلمان فریاد می زدند وشعار می‌دادند ( علیه دولت ونخست‌وزیر ). ماموران تیر هوایی شلیک می‌کردند وعده‌ای از آنها با باتوم معلم‌ها را می‌زدند. میدان بهارستان به گفته شاهدان محشر کبری بود. صدای تیراندازی پلیس وسروصدای معلمان در صحن مجلس شنیده می‌شد. مجلس هم مشغول بررسی لایحه اشل حقوقی معلمان بود که یکی از نمایندگان از جا بلند شد و گفت:" بیرون معلمان را می‌کشند ما اینجا لایحه حقوق معلمان رابررسی می کنیم ! به دنبال این سخنان جلسه مجلس به هم خورد."
معلمان همکار زخمی خود  را به بیمارستان بازرگان منتقل کردند که به دلیل  شدت جراحات درگذشت. پیکر بی‌جان خانعلی به مسجدی در خیابان اسکندری در غرب تهران منتقل شد و معلمان خود را برای تشییع جنازه با شکوه او آماده کردند. روز چهارشنبه 13 اردیبهشت تابوت معلم شهید بر سر دست معلمان و دانشجویان از خیابان اسکندری به سوی میدان بهارستان به حرکت درآمد. تهران بعد از کودتای 28 مرداد چنین جمعیتی در خیابانهای خود ندیده بود. تشییع جنازه 4 ساعت  طول کشید. 
هزاران معلم ودانشجو اشک می‌ ریختند و و با شعارهای خود خواستتار استعفای نخست وزیر و محاکمه قاتل دیو سیرت معلم عزیر بودند. پس از طی مسیر طولانی تابوت را در میدان بهارستان زمین گذاشتند. جمعیت سوگوار به سخنان تند وآتشین نمایندگان معلمان گوش دادند و ساعتی بعد پیکر بی‌جان معلم شهید سوار بر آمبولانس به گورستان ابن بابویه در شهرری منتقل شد.
مجالس ترحیم در تهران و شهرستان‌ها به یاد معلم مظلوم بر پا شد . آقای اسلامی واعظ مسجد فخریه واقع در خیابان امیریه جنب خیابان البرز در مراسم یادبود دکتر خانعلی گفت:" مگر معلمین کشور از زمانداران خود چه می‌خواهند؟ آنها می گویند حقوق ما کم است و ما قادر نیستیم با این حقوق ناچیز واین گرانی. مخارج خود وخانواده‌ مان را تامین کنیم و با خیال راحت به تعلیم و تربیت فرزندان شما بپردازیم. در این مملکت که عمله و کارگر روزی 15 تومان حقوق می‌گیرند و باز قادر نیستند که به زندگی خود ادامه دهند. به معلم کمتر از حقوق یک عمله می‌دهند و انتظار دارند فرزندان ما را تربیت کنند."
جلسه روز پنج‌شنبه 14 اردیبهشت مجلس شورای ملی توفانی بود. نمایندگان علیه دولت نطق کردند. سردار فاخر رئیس مجلس از نمایندگان معلمان دعوت کرد که " به مجلس تشریف بیاورند و صحبت کنند."
دکتر جفرودی، نماینده مخالف دولت از جبهه ملی، گفت:" قاطبه معلمان بر اثر ترقی فاحش قیمت‌ها، مزایای افزایش حقوق معلم را از دست داده‌اند و برای اینکه خود و فرزندانشان از گرسنگی نمی رند ساعات فراغت ومطالعه خود را به ثمن بخس فروختند و از بام تا شام در مدارس مختلف و محافل متعدد به درس دادن پرداختند و هر چه بیشتر کوشیدند کمتر موفق به تهیه مسکن و پوشاک شدند."
در جلسه روز پنج‌شنبه 15 اردیبهشت بعد ازنطق‌های نمایندگان شریف امامی پشت تریبون مجلس رفت و از حوادث روز 12 اردیبهشت اظهار تاسف کرد و گفت که دولت دستور تیراندازی نداده و سفارش کرده که به هیچ وجه مزاحم جمعیت نشوند.
او رسیدگی به مشکلات معلمان را وظیفه دولت دانست. هنوز صحبت‌های نخست وزیر به پایان نرسیده بود که یکی از نمایندگان به نام بهبهانی، ورقه استیضاح نخست وزیر را تقدیم رئیس مجلس کرد.
شریف امامی با عصبانیت مجلس را ترک کرد و به محل کارش رفت و کاغذها و اوراق خود را برداشت و به منزل رفت. همان روز یعنی 15 اردیبهشت استعفانامه خود را تقدیم دربار کرد و دولت مستعجل دو ماهه او به پایان رسید.
روز 12 اردیبهشت محمد درخشش، رئیس باشگاه مهرگان، توسط شهربانی دستگیر و زندانی شد. محمد درخشش فرزند یدالله متولد سال 1294 شمسی، فارغ‌ التحصیل دانشسرای عالی تهران در رشته تاریخ وجغرافی و دبیر دبیرستان‌های پایتخت بود.
او ابتدا جامعه فارغ‌التحصیلان دانشسرای عالی را تشکیل داد و بعد از کودتای 28 مرداد همراه با دبیران همفکر خود باشگاه مهرگان را تاسیس کرد. درخشش از لحاظ فکری به دکتر علی امینی نزدیک بود. درخشش در اسفندماه سال 32 در دوره هجدهم مجلس به عنوان نماینده مجلس انتخاب شده بود.
با سقوط دولت شریف امامی و دعوت از دکتر علی امینی برای تشکیل دولت درخشش از زندان آزاد شد و از سوی امینی به عنوان وزیر فرهنگ برگزیده شد.
شاه با استعفای شریف امامی موافقت کرد و روز 16 اردیبهشت علی امینی سیاستمدار کهنه‌دار، اشراف‌ زاده قجر، به دربار دعوت شد تا در مورد تشکیل کابینه رایزنی کند. گفته می‌شود شاه همواره از علی امینی می‌ترسید. امینی دولت تشکیل داد تا فضای باز سیاسی ایجاد کند و اصلاحات را پیش ببرد.
اما بدگمانی شاه به او و عدم همکاری و بی ‌اعتمادی اپوزیسیون به خصوص جبهه ملی، باعث شد که دولت امینی در میان مشکلات غرق شود. یک سال و دو ماه بعد، بهار اصلاحات با روی کار آمدن اسدالله علم تبدیل به خزان دیکتاتوری شد. درخشش کنار رفت باشگاه مهرگان تعطیل شد و تنها دستاورد صنفی معلمان افزایش حقوق‌ها درمقطع سال 40 بود...
یکی از خواسته های معلمان در اعتصاب یک هفته ای خود، بازداشت و مجازات سرگرد شهرستانی رئیس کلانتری بهارستان بود که با شلیک مستقیم، خانعلی را به شهادت رسانده بود.
شهرستانی دستگیر و مدتی زندانی شد. اما با تضعیف اصلاحات امینی روند محاکمه او دچار دست انداز شد و با سقوط دولت امینی، او نیز از مجازات رست. معلمان تهران در اجتماع چند هزار نفری خود در 18 اردیبهشت سال 40 روز 12 اردیبهشت را روز معلم اعلام کردند. اعتصاب معلمان روز 19 اردیبهشت پایان یافت.
معلمان با ظهور اولین نشانه‌های انقلاب در سال 56 بار دیگر وارد صحنه شدند. در سال 56 و 57 کانون‌های مستقل معلمان مجددا شکل گرفت و حتی باشگاه مهرگان هم فعالیت‌های خود را تجدید کرد.
اما معلمان تمایل زیادی به پیگیری خواسته‌های صنفی خود نداشتند. معلمان بدون تاکید بر مسائل صنفی در تظاهرات ضد شاه شرکت می‌کردند. انجمن اسلامی معلمان که در آستانه انقلاب توسط شهید رجایی و همفکران او تاسیس شد تمام تلاش خود را معطوف به بسیج معلمان برای پیروزی انقلاب کرد.
اعتصاب بزرگ معلمان در ماه‌های مهر و آبان 57 به انقلاب اسلامی شتاب بیشتری بخشید. بعد از پیروزی انقلاب در بهمن 57  آموزش و پروش دستخوش تحولات گسترده‌ای شد و گفتمان سیاسی - انقلابی بر این وزارتخانه غالب شد. 
جرقه‌های فعالیت صنفی بعد از سال 60 به کلی خاموش شد و تنها تشکل‌های رسمی مانند انجمن اسلامی معلمان و بعدها رقیب‌ آن جامعه اسلامی معلمان توانستند موجودیت خود را حفظ کنند.
در 12 اردیبهشت ماه سال 58 و اولین بهاز آزادی، استاد مرتضی مطهری، روحانی نظریه پرداز انقلاب، استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران و صاحب تالیفات فراوان در حوزه دینی و اجتماعی و سیاسی به دست تروریستی از گروه فرقان به شهادت رسید.
این حادثه‌ای تکان ‌دهنده و بزرگ بود. همزمانی این رویداد با روز معلم که مناسبتی کاملاً صنفی و حرفه‌ای بود باعث شد که روزمعلم توسط انقلاب اسلامی به رسمیت شناخته شود و انقلاب اسلامی روز معلم را امضا کند.
پتانسیل انقلابی شهادت استاد مطهری،  باعث شد که همه ساله مراسم روز وهفته معلم، به شکل  گسترده ای برگزار شود و از معلمان در این ایام تجلیل به عمل آید. اما از سوی دیگر این مراسم به تدریج صورتی دولتی و رسمی پیدا کرد و نقش خود جوش معلمان در برگزاری و گرامیداشت این مناسبت کم ‌رنگ شد.
به نظر می‌رسد، شهادت استاد مطهری در 12 اردیبهشت 58 و شهادت ابوالحسن خانعلی دبیر دبیرستان جامی در 12 اردیبهشت سال 40 دو واقعه در طول همدیگر هستند. ابوالحسن خانعلی معلمی ساده و معمولی و بدون گرایش حزبی بود. همه احزاب از او تجلیل کرده اند اما تاکنون هیچ حزب سیاسی ادعای وابستگی او را به خود نکرده است.
برخی از مبارزین مسلمان مانند احمد احمد در خاطرات خود او را " معلم متدین دبیرستان جامی " نامیده‌اند. به نوشته  احمد احمد، خانعلی از همکاران خود با سوادتر بوده است. او مظلومانه و در راه حقوق صنفی معلمان کشته شد. شهادت استاد مطهری در شامگاه یازدهم اردیبهشت سال 58 یعنی 28 سال بعد، اهمیت وغنای این روز افزایش داد.
شاید اگر شهادت استاد بعد از انقلاب پیش نمی‌آمد، روز معلم در میان هیاهو‌های سیاسی و برخی تندروی‌های آن روزها برای همیشه از تقویم کشور پاک می‌شد. معلمان در این روز هم یاد استاد مطهری را گرامی می‌دارند و هم یاد شمع مرده فرهنگیان ابوالحسن خانعلی را.

اول ماه مه چگونه روز كارگر شد؟

روز جهانی کارگر یادمان شورش کارگران آمریکائی در اول ماه مه      ( ١١ اردیبهشت) ۱۸۸۶( 124 سال پیش ) در شیکاگو است .
در چهارم ماه مه سال ۱۸۸۶، و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران آمریکایی در شهر شیکاگو، پلیس به روی کارگران معترض آتش گشود .
دهها سال است که در کشورهای مختلف  اول ماه مه ( 11 اردیبهشت )  را به عنوان «روزکارگر» برگزار می‌کنند. در ایران نیز بعد از انقلاب روز 11 اردیبهشت به عنوان روز کارگر اعلام شد.
احزاب چپ و اتحادیه‌های کارگری در بسیاری از کشورهای جهان این روز را با برگزاری تظاهرات و راهپیمائی‌های خیابانی برگزار می‌کنند.
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید 
 
 روز جهانی کارگر یادمان شورش کارگران آمریکائی در اول ماه مه ۱۸۸۶( 124 سال پیش ) در شیکاگو است که هر سال در بسیاری از کشورهای جهان جشن گرفته می‌شود.
در چهارم ماه مه سال ۱۸۸۶ و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران آمریکایی در شهر شیکاگو، پلیس به روی کارگران معترض آتش گشود .
کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به ۸ ساعت بودند.
قرار بود که اول ماه مه ۱۸۸۶ در آمریکا (ایالات متحده)، کاهش ساعات کار به هشت ساعت در روز، به اجرا درآید که چنین نشد و در نتیجه، کارگران در شهرهای مختلف کشور دست به تظاهرات زدند و در یک‌هزار و دویست کارخانه و کارگاه، اعتصاب صورت گرفت.
شمار کارگران معترض شهر شیکاگو بیش از سایر شهرها و حدود ۹۰ هزار تن بود. در چهارمین روز تظاهرات شیکاگو، کارگران اعتصابی و هوادارانشان در «میدان بیده = Haymarket» جمع شده و از اینجا به حرکت درآمدند. سخنرانان آنان بر یک گاری بزرگ سوار بودند و شعار می‌دادند.
پس از طی مسافتی، پلیس اطراف این گاری (چهارچرخه) را گرفت و خواست که تظاهرکنندگان متفرق شوند که ناگهان انفجاری صورت گرفت، یک مامور پلیس کشته شد و چند کارگر و پلیس نیز مجروح شدند. این حادثه سبب شد که پلیس دست به تیراندازی به سوی جمعیت بزند و کشتار صورت گیرد. 

پلیس با اعمال خشونت موفق شد جمعیت را پراکنده سازد. در پی این حادثه، هشت کارگر به عنوان مسبّب دستگیر و بعدا  چهار نفر از کارگران به دار آویخته شدند.
با رسیدن اخبار مربوط به این تظاهرات، کشتار و اعدام به سایر کشورها، در گوشه و کنار جهان مراسم یادبود برگزار و هر سال هم تکرار شد و به تدریج اول ماه مه، روز جهانی کارگر نام  گرفت.
دهها سال است که در کشورهای مختلف  اول ماه مه ( 11 اردیبهشت )را به عنوان «روزکارگر» برگزار می‌کنند. در ایران نیز بعد از انقلاب روز 11 اردیبهشت به عنوان روز کارگر اعلام شد.
احزاب چپ و اتحادیه‌های کارگری در بسیاری از کشورهای جهان این روز را با برگزاری تظاهرات و راهپیمائی‌های خیابانی برگزار می‌کنند.در اتحاد شوروی و کشورهای کمونیستی سابق، روز اول ماه مه با شکوه فراوان جشن می گرفتند.
اکثر کشورها اول ماه مه  را روز کارگر می شناسند؛ اما ایالات متحده آمریکا  و کانادا نخستین دوشنبه هر سپتامبر (شهریور ماه) را به عنوان «روزکارگر» برگزار می‌کنند.
شيرزاد عبداللهي

موفقیت جوششی است یا کوششی؟

جامعه > سلامت  - نمی‌توان موفقیت را با پول خرید. موفقیت رایگان است و با تفکر و تعیین خواسته‌های دقیق از زندگی تعریف می‌شود.
فرض کنید تمام موجودی مادی‌تان از بین رفته است. آیا هنوز می‌توانید خودتان را یک آدم موفق بدانید یا نه؟
اصلا شما موفقیت را با چه معیاری می‌سنجید: ثروت، شهرت، علم یا چیزهای دیگر؟

 تاریخ پر است از نمونه‌های دلخراش از خودکشی آدم‌های ثروتمند یا زندگی پر مشکل ستاره‌های مشهور و اگر صادق باشیم، باید این واقعیت را قبول کنیم که موفقیت را نمی‌توان صرفا با معیارهای مادی سنجید.
موفقیت‌های ظاهری و مادی، هیچ وقت آن طوری که به نظر می‌رسند، ماندنی و محیرالعقول نیستند.
هفته نامه سلامت، نگاهی واقع‌ بینانه ‌تر به موفقیت‌‌های واقعی انداخته است.
به روایت آمارهای سازمان بهداشت جهانی، هر روز، هزار نفر در جهان دست به خودکشی می‌زنند و بیشتر این خودکشی‌ها نیز ریشه در شکست‌های زندگی دارند. بالا رفتن سرعت زندگی در دنیای ماشینی باعث شده تعداد و سرعت بروز این شکست‌ها افزایش چشمگیری پیدا کند و زندگی خیلی‌ها را به سمت افسردگی سوق بدهد و به بعضی از آدم‌‌ها این‌طور القا کند که مرگ تنها راه خلاصی آنها از تحمل مصایب زندگی است.
راستی، چرا تعداد خیلی کمی از آدم‌ها در زندگی‌شان به موفقیت واقعی می‌رسند؟ یعنی آنها خوش‌شانس‌ترند یا علت را باید در جای دیگری جستجو کرد؟
طی تحقیقاتی که در دوران جوانی در زمینه موفقیت‌های اقتصادی در بین تاجران و اتاق‌های تجارت شرکت‌ها داشته ‌ام به این نتیجه رسیدم که خیلی‌ها در این تفکرند که موفقیت صرفا نتیجه داشتن توانایی‌ها و استعدادهای ممتاز و خاصی است و شکست به دلیل نبودن این امتیازات است.
ولی این عقیده این نتیجه را به دنبال دارد که انسان‌هایی که دارای توانایی‌های فوق‌العاده نیستند، محکوم به شکست خواهند بود و موفقیت امکانی است که به صورتی شانسی با برخی افراد متولد می‌شود. من هیچ‌گاه با این عقیده موافق نبوده‌ام و بعدها آن را ثابت کردم.
گروه دیگری از آدم‌ها، معتقدند که داشتن سرمایه کافی، زمینه ‌ساز موفقیت خواهد بود. یعنی این نظریه هم پول را مسوول موفقیت یا شکست‌ها می‌داند، نه انسان‌ها را. تحقیقات من‌ نشان می‌دهد که ترکیب عوامل مختلف باعث شکست و موفقیت می‌شود. رایج‌ترین عاملی که من به آن دست یافتم قرار گرفتن افراد یا عوامل در جای نادرست‌شان است.
بیشتر شکست‌ها به دلیل ناهماهنگی و نامتجانس بودن عوامل و جایگاه‌شان است. تحقیق در مورد شکست و موفقیت واقعا مرا مجذوب کرد. تحقیقات من درباره این موضوع به زودی پایان نگرفت، بلکه مشاهدات و تحلیل‌های این مساله تا یک سال ادامه پیدا کرد و هم‌اکنون کاملا مطمئن هستم و درک کرده‌ام که هیچ انسانی محکوم به شکست خوردن نیست و موفقیت نیز صرفا اتفاقی نیست.
به گمان من، هر فردی به دلیل هدفی خاص روی زمین آورده شده است. هر انسانی برای رسیدن به موفقیت در زمینه‌ای آفریده شده است. هر فردی باید از طعم خوش موفقیت لذت ببرد تا بتواند آرامش و شادی را در زندگی‌ای امن و لذت‌بخش و پر از حیات پیدا کند و به هدایایی که خدا در این راه برای او قرار داده است، برسد.
قسمت تراژیک ماجرا همین است که طی قرن‌ها، انسان‌ها، گذشته و هدف از آفرینش را فراموش کرده‌اند؛ اهداف و دلایلی که باعث به وجود آمدن موفقیت مطلوب و واقعی می‌شود.
جهان در طول زمان موفقیت‌های واهی انسان‌ها را از یاد خواهد برد اما بیشتر ما اساسا نمی‌دانیم که هستیم و اهداف واقعی زندگی‌مان را نمی‌شناسیم و طبیعتا آنها را دنبال نمی‌کنیم.
موفقیت را نمی‌شود خرید
من فکر می‌کنم اگر شخصی پیدا شود و بگوید برنامه رسیدن به موفقیت و کامیابی را دارد و تضمین کند که همه کسانی که این طرح را می‌خرند و اجرا می‌کنند به موفقیت خواهند رسید، هزاران هزار گروه از انسان‌ها آن را خواهند خرید.
کسی که این طرح را داشته باشد، احتمالا قول می‌دهد برنامه‌اش انسان‌ها را به کامیابی و ثروت می‌رساند و البته با آسان‌ترین و نزدیک‌ترین راه و این‌گونه برای طرح‌اش تبلیغ می‌کند:" ببینید من چه قدر ثروتمند هستم! شما هم می‌توانید."
او در مورد خانه مجلل‌اش و اندازه ثروت‌اش صحبت می‌کند و آنها را به رخ می‌کشد و مردم هم آگهی تبلیغاتی را در تیتر روزنامه‌ها می‌بینند و تصمیم می‌گیرند از آن استفاده کنند. برای یک سال از آن استفاده می‌کنند ولی سرانجام برنامه‌شان از کارافتاده‌ و تکراری می‌شود. این موفقیت نه تنها از آغاز واقعی نبوده، بلکه پایدار و بادوام هم نخواهد ببود. این باعث می‌شود فرد خودش را به یک شکست‌خورده بزرگ تبدیل کند.
راه رسیدن به موفقیت واقعی فرمولی نیست که بتوان آن را خرید. شما نمی‌توانید آن را با پول بخرید. شما می‌توانید آن را بدون پول و کاملا مجانی به دست آورید و این تضمین وجود ندارد که راه رسیدن به موفقیت‌ نیز آسان است.
مثلا همین آقای آلبرت هوبارد!
من این امتیاز را داشته‌ام که بزرگ‌ترین یا تقریبا بزرگ‌ترین افراد ثروتمند خاص جهان را از نزدیک بشناسم. من بسیاری از سرمایه‌دارهای مولتی میلیاردر، مدیران بزرگ‌ترین شرکت‌ها و بانک‌ها، دولتمردان حکومت‌ها، ورزشکاران، سخنرانان و دانشمندان بزرگ را شناخته‌ام. برای اکثر آنها موفقیت به معنای مالکیت مالی و برخورداری از دارایی‌های مادی و داشتن شأن و مقام بالا در جامعه است.
یکی از این افراد، آلبرت هوبارد، نویسنده پر کار و ناشر مشهور است. او در مسائل مادی، زیرکی و حکمتی شگفت‌انگیز داشته و هوشی سرشار در زمینه طبیعت انسان‌ها دارد. او فهمیده که افراد مهم آرزوی تملق دارند؛ هم ‌چون بازیگرانی که در آرزوی تعریف و تمجید اطرافیان هستند. او بزرگ‌ترین قسمت موفقیت و خوشبختی خود را با نوشتن مقاله‌ها و عنوان‌هایی در مورد افراد بزرگ و مهم به دست آورده است.
آمریکایی‌های ثروتمند و مشاهیر در ازای این مقاله‌ها پاداش‌ها و دستمزدهای باارزشی به او اهدا می‌کنند ولی واقعا آیا هوبارد آدم موفقی است؟ او ارزش مادیات را می‌داند ولی اعتقادات خاص او در را بسته و کلید را دور انداخته است. او ارزش معنویت را درک نمی‌کند.
او هیچ‌وقت هدف واقعی زندگی‌اش را درک نمی‌کند. او نمی‌داند عامل اصلی ساختن سرنوشت انسان‌ها چیست؟ او با پشتکار و تلاش فراوان در مسیری اشتباه و دور از موفقیت واقعی به پیش می‌رود.
موفق‌های گرسنه
آنهایی که تعریف‌شان از موفقیت، اکتساب حداکثری مادیات، شأن و مقام اجتماعی و لذت‌های جسمانی است و دوست دارند همیشه عکس‌شان صفحه اول مجله‌ها و روزنامه‌های مهم بین‌المللی باشد، هیچ‌‌وقت از خودشان و زندگی‌شان راضی نخواهند شد.
همیشه چیزی آنها را قلقلک می‌دهد؛ چیزی همیشه در درون‌شان گرسنه است و آنها را بی‌قرار و ناراضی نگه می‌دارد. ممکن است حساب‌های بانکی آنها پر باشد ولی زندگی‌شان پوچ است و چیزی که به دست می‌آورند هیچ‌وقت برای‌شان کافی و رضایت‌بخش نخواهد بود.
کجای کار می‌لنگد؟
بیشتر آدم‌ها زندگی‌شان را با اهداف نادرست شروع می‌کنند. آنها ارزش‌های واقعی را از غیرواقعی تمیز نمی‌دهند و اهداف غلط را پیگیری می‌کنند. مطمئنا هیچ‌چیز در زندگی مهم‌تر از دانستن این مساله نیست که اصلا موفقیت واقعی چیست و چگونه باید به آن دست یافت؟
برای دست‌یابی و فهمیدن موفقیت واقعی، پیشنهاد من به شما کتاب آرم آرمسترانگ است که از نظر من، او یک موفق واقعی در زندگی‌ خودش است. این کتاب از نوشته‌های شخصی او درباره هفت قانون رسیدن به موفقیت واقعی است. این کتاب پر است از تجربیات خردمندانه. او می‌گوید:" شما نمی‌توانید موفقیت را با پول بخرید. موفقیت رایگان است و با تفکر و تعیین خواسته‌های دقیق شما از زندگی تعریف می‌شود. البته هیچ تضمینی نیست که این قوانین، آسان‌ترین راه رسیدن به موفقیت واقعی باشد ولی بالاخره راهی است تضمین‌شده به سوی موفقیت واقعی."

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

خبر خوش روز معلم؛ به نام فرهنگیان و به کام دیگران !


وزیر آموزش و پرورش گفت:" آموزش و پرورش اولین وزارتخانه‌ای است که از 12 اردیبهشت ماه کارت خرید یک میلیون و 500 هزار تومانی کارکنان رسمی و پیمانی خود را شارژ می‌کند. باز پرداخت این اعتبار در 24 ماه و با بهره 4 درصد صورت می گیرد و قسط ماهانه آن 70 هزار تومان است."
حاجی‌بابایی تصریح کرد:" هر وزارتخانه‌ای می‌تواند با یکی از بانک‌ها قرارداد ببندد و قرارداد آموزش و پرورش با بانک ملی است و بر اساس این قرارداد طی فرمی که به اداره تعاونی در ادارات آموزش و پرورش داده می‌شود، کارکنان باید آن را پر کنند و سپس وزارتخانه اسامی آن‌ها را به بانک اعلام می‌کند و به ترتیب کارت‌ها شارژ می‌شوند."
وزیر افزود:" آموزش و پرورش اولین وزارتخانه‌ای است که در هفته معلم این کارت اعتباری را اجرایی می‌کند."
آیا گفته های وزیر یک خبر خوش برای فرهنگیان است؟ وزارتخانه ای که همیشه ته صف تخصیص اعتبارات است، چگونه یک باره از همه وزارتخانه ها جلو زده و شاگرد اول شده است؟
اعلام خبر توسط حاجی بابایی به گونه ای صورت گرفته که گویا اعطای این کارت اعتباری گامی در جهت رفاه فرهنگیان است. تبلیغ در مورد اینکه  معلمان اولین گروه کارکنان دولت هستند که این کارت اعتباری را دریافت می کنند و زمان شارژ کارتها ( هفته معلم )  بوی رفاه و عیدی می دهد.   
همکاران قبل از اینکه ذوق زده شوند، بخش های تکمیلی خبر را بخوانند تا در یابند که چرا فرهنگیان در این ماجرا عزیز و دردانه شده اند. به قول یکی از معلمان " اگر این کارتها امتیازی داشت به ما نمی رسید و یا دست کم اول به فرهنگیان نمی دادند. مثل خیلی چیزهای دیگر که به کارمندان وزارتخانه ها و نهادهای برخوردار می دهند و ما حتی خبرش را هم نمی شنویم!"
به دلایل زیر شارژ کارتهای اعتباری یک و نیم میلیون تومانی اقدامی برای رفاه معلمان و کارمندان نیست.

 اول: این تصمیم را شورای اشتغال دولت گرفته است و هدف اعلام شده آن، ایجاد رونق اقتصادی در بخش های تولیدی و توزیعی است. به زبان ساده، به دلیل پایین آمدن قدرت خرید مردم، کالاهای تولیدی در انبار کارخانه ها و فروشگاه های بزرگ باد کرده است. دولت با این سیاست مردم را تشویق به خرید می کند تا جلو ورشکستگی کارخانه ها و فروشگاه ها را بگیرد.
دوم: این طرحی است برای همه کارکنان دولت اجرا می شود. فرهنگیان اول شده اند فقط به این دلیل که تعدادشان زیاد است. از سوی دیگر معلمان به علت گرفتاری مالی همیشه تشنه وامند. یکی از راه های پر کردن چاله های فراوان زندگی فرهنگیان، گرفتن انواع و اقسام وام با هر شرط و به هر میزان است. همکارانی را می شناسم که ته فیش حقوقیشان پس از کسر چند قسط، 10 تا 15 هزار تومان بیشتر باقی نمی ماند.
سوم: شما نمی توانید هر کالایی که نیاز داشته باشید با این کارت خریداری کنید. دارندگان این کارتهای اعتباری مجبور به خرید کالاهای معین با مارک ایرانی از فروشگاه های خاص هستند. قرار است وزارت بازرگانی لیست کالاها را درسایت WWW.EPMS.IR اعلام کند تا فرهنگیان بتوانند کالاهای مورد نیاز خود را انتخاب  کنند.
چهارم:  یکی از اهداف اعلام شده طرح، توسعه اشتغال است. پیش بینی می شود که خرید و فروش این کارتها توسط دلالان در مقابل فروشگاه های مشمول طرح، باعث توسعه نوعی اشتغال کاذب شود. قیمت نقدی کارت اعتباری توسط بازار سیاه تعیین می شود و در هر حال چند صد تومان از مبلغ کارت کمتر خواهد بود.
پنجم: یک فرهنگی چه با این کارت کالا خریداری کند و چه آن را بفروشد و پول آن را به زخم دیگری بزند، ظرف چند روز این مبلغ هزینه می شود. ای بسا کمی ولخرجی کرده و اجناسی بخرد که خریدشان چندان ضروری نیست. اما مدت 24 ماه باید اقساط وام را که احتمالا ماهانه کمی بیش از 70 هزار تومان است پرداخت کند.   
 ششم: معلمان از نظر معیشتی و رفاهی شرایط خوبی ندارند، اما قشر فرهیخته ای هستند که از عزت نفس بالایی برخوردارند. دادن وعده های به رنگ سیاسی و گرفتاری های مالی آنها را دستمایه تبلیغات رسانه ای کردن، ظلم مضاعف به این قشر ارجمند است.
کارشناس مسائل آموزش و پرورش