۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

" سه فعال صنفی معلمان در آستانه روز معلم بازداشت شدند"

20nyfn.jpg


سه نفر از معلمان و فعالان صنفی معلمان توسط اداره اطلاعات همدان بازداشت شدند.
به گزارش کلمه، براساس گزارش های دریافتی، اطلاعات همدان از آقایان علی نجفی و محمد خانی و سعید جهان آرا طی تماس های تلفنی به صورت جداگانه خواسته شده بود که خود را ساعت ۸ صبح روز شنبه به اداره اطلاعات معرفی نمایند .
این افراد با حضور در اداره اطلاعات همدان با بازجویی های طولانی مواجه شدند و در نهایت به بازداشتگاه های انفرادی اداره اطلاعات منتقل شدند و تا زمان مخابره این خبر از وضعیت آنها اطلاعی در دست نیست .

۱۳۸۹ اردیبهشت ۶, دوشنبه

در آستانه بزرگداشت مقام معلم "فیلترینگ تعدادي از وبلاگهای معلمان"

در آستانه روز معلم، وبلاگ تعدادی از معلمان،در سرويس هاي بلاگفا ،بلاگ اسپات ، و پرشين بلاگ  مانند: سخن معلم ، کانون صنفی معلمان ایران ،   چزوو، زانیاری(انجمن صنفی معلمان کردستان)،  راه مینو  و..... براي چندمين بارفیلتر شدند.
این هدیه ای است که از سوی مسئولان و در آستانه بزرگداشت مقام شامخ و
رفیع معلمان و معلمی به" جامعه طلا گشته معلمان " اعطا شده است !
به راستی چرا چنین وضعیتی اتفاق افتاده است ؟
مگر معلمان چه نوشتند و خواسته نا معقولي داشتند كه مستحق چنين توهيني باشند؟
معلمان دربند چه اقدامی انجام داده اند که مستوجب این گونه عقوبت از سوی
اصحاب قدرت شده اند ؟
معلماني كه حتي عكس آنها هم تحمل نمي شود و فورا عكس آنها هم در فضاي مجازي فيلتر مي شود.!!!! 

آیا این گونه اقدامات عقلایی و یا مطابق با مصلحت است ؟ 
به راستي این روند  تا کی و کجا ادامه پیدا خواهد کرد ؟

اما بدانيد و آگاه باشيد كه هرگز نمي توان انديشه معلمي را محصور كرد.
به ازاي هر وبلاگي كه فيلتر شود، ده ها وبلاگ ديگر آغاز به كار خواهد كرد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

نامه فرزاد کمانگر به معلمان دربند/ قوی باش رفیق

یکی بود یکی نبود ماهی سیاه کوچولویی  بود که با مادرش در جویبار زندگی می کرد ، ماهی از 10000 تخمی که گذاشته بود تنها این بچه برایش مانده بود بنابراین ماهی سیاه یکی یک دانه ی مادرش بود. یک روز ماهی کوچولو گفت: مادر من می خواهم از اینجا بروم. مادرش گفت کجا؟ می خواهم بروم ببینم جویبار آخرش کجاست.
.
.
هم بندی ، هم درد سلام
شما را به خوبی می شناسم. معلم، آموزگار، همسایه ی ستاره های خاوران، همکلاسی ده ها یار دبستانی که دفتر انشایشان پیوست پرونده هایشان شد و معلم دانش آموزانی که مدرک جرمشان اندیشه های انسانیشان بود . شما را به خوبی می شناسم، همکاران صمد و خان علی هستید.
مرا هم که به یاد دارید
منم ، بندی بند اوین
منم دانش آموز آرامِ پشت میز و نیمکت های شکسته ی روستاهای دورافتاده ی کردستان که عاشق دیدن دریاست      
منم به مانند خودتان راوی قصه های صمد اما در دل کوه شاهو
منم عاشق نقش ماهی سیاه کوچولو شدن
منم، همان رفیق اعدامیتان 

حالا دیگر کوه و دره تمام شده بود و رودخانه از دشت همواری می گذشت. از راست به چپ رودخانه های کوچک دیگری هم به آن پیوسته بودند و آبش را چند برابر کرده بودند...ماهی کوچولو از فراوانی آب لذت می برد...ماهی کوچولو خواست ته آب برود .می توانست هرقدر دلش خواست شنا کند و کله اش به جایی نخورد ناگهان یک دسته ماهی را دید ، 10000تایی میشدند،که یکی از آنها به ماهی سیاه گفت:به دریا خوش آمدی رفیق.

همکار دربند، مگر می توان پشت میز صمد شدن نشست و به چشمهای  فرزندان  این آب و  خاک خیره شد و  خاموش ماند ؟
مگر می توان معلم بود و راه دریا را به ماهیان کوچولوی این  سرزمین نشان نداد؟ حالا چه فرقی می کند از ارس باشد یا کارون، سیروان باشد یا رود سرباز،  چه فرقی می کند وقتی مقصد دریاست و یکی شدن، وقتی راهنما آفتاب است. بگذار پاداشمان هم زندان باشد.
مگر می توان بار سنگین مسئولیت معلم بودن و بذر آگاهی  پاشیدن را بر دوش داشت و دم برنیاورد ؟ . مگر می توان بغض فروخورده دانش آموزان و چهره ی نحیف آنان را دید و دم نزد ؟

مگر می توان در قحط سال عدل و داد معلم بود ، اما "الف" و "بای" امید و برابری را تدریس نکرد، حتی اگر راه ختم به اوین و مرگ شود؟
نمی توانم تصور کنم در سرزمین" صمد"،" خانعلی" و "عزتی" معلم باشیم و همراه ارس  جاودانه نگردیم. نمی توانم تجسم کنم که نظاره گر رنج و فقر مردمان این سرزمین باشیم و دل به رود و دریا نسپاریم و طغیان نکنیم؟
می دانم روزی این راه سخت و پر فراز و نشیب،  هموار گشته و سختی  ها و مرارت های آن نشان افتخاری خواهد شد  "برای تو معلم آزاده" ،  تا همه بدانند که معلم ، معلم است حتی اگر سدّ راهش فیلتر گزینش باشد و زندان و اعدام ، که آموزگار نامش را ، و افتخارش را ماهیان کوچولویش به او بخشیده اند ، نه مرغان  ماهیخوار.

ماهی کوچولو آرام و شیرین در سطح دریا شنا میکرد و و با خود می گفت: حالا دیگر مردن برای من سخت نیست، تأسف آور هم نیست، حالا دیگر مردن هم برای من...که ناگهان مرغ ماهی خوار فرود آمد و او را برداشت و برد. ماهی بزرگ قصه اش را تمام کرد و به 12000 بچه و نوه اش گفت حالا دیگر وقت خواب است.11999 ماهی کوچولو شب بخیر گفتند و مادر بزرگ هم خوابید اما این بار ماهی کوچولوی سرخ رنگی هرکاری کرد خوابش نبرد. فکر برش داشته بود...

معلم اعدامی زندان اوین
فرزاد کمانگر - اردیبهشت ماه ۱۳۸۹

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* 
قوی باش رفیق ؛ مادربزرگ دانش آموزم یاسین در روستای "مارآب" که هشت سال پیش داستان معلم مدرسه "ماموستا قوتابخانه" را با نوار کاستی برایم گذاشت گفت: می دانم سرنوشت تو هم مانند معلم این شعرو نوار اعدام است، اما "قوی باش رفیق " . مادر بزرگ این را گفت و پک عمیقی به سیگارش زد و به کوهستان خیره شد.

اعتصاب غذای کامل رسول بداقی در یازدهم و دوازدهم اردیبهشت

رسول بداقي،عضو هيآت مديره ي كانون صنفي معلمان و معلم دربند،در روزهاي يازدهم و دوازدهم ارديبهشت،اعتصاب غذاي كامل خواهد نمود. بداقي كه از دهم شهريور 88 تاكنون در زندان اوين بسر مي برد،در اعتراض به وضعيت بد كيفي و كمي آموزش و پرورش، در روزهاي ياد شده ، دراعتصاب غذاي كامل خواهد بود . گفتني است،بداقي در فروردين ماه نيز،در اعتراض به شرايط بد زندان و بلاتكليفي چند ماهه و پاسخ گو نبودن مسئولان، به مدت دو هفته، دست به روزه سياسي زد. دوازدهم ارديبهشت روز بزرگ داشت مقام معلم است و هر ساله از معلمان نمونه قدرداني مي شود،اينك معلم نمونه اي همچون بداقي،با اعتصاب غذاي خويش، چنين روزي را گرامي مي دارد. شوراي هماهنگي معلمان سراسر كشور نيز در بيانيه ي اخير خود از روزهاي دوازدهم تا هجدهم ارديبهشت را، براي فعالان صنفي سراسر كشور اعتصاب غذا اعلام نموده، از ساير معلمان نيز درخواست دارد تا روز دوازدهم ارديبهشت رابه نشانه ي اعتراض و همبستگي با معلمان دربند، در اعتصاب غذا باشند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

نامه مادر محمد داوری خطاب به دبیر کل سازمان ملل

 نامه مادر محمد داوری خطاب به دبیر کل سازمان ملل
شماره 1376-2010
3 اردیبهشت 1389



کمیته گزارشگران حقوق بشر - محمد داوری، عضو کانون معلمان ایران و سردبیر سحام‌نیوز، در روز ۱۷ شهریورماه در پی حمله نیروهای امنیتی به دفتر شخصی مهدی كروبی و دفتر حزب اعتماد ملی با حكم جلب صادره از سوی دادستانی تهران بازداشت شد.
آنچه در پی می‌آید نامه مادر این فعال مدنی خطاب به دبیر کل سازمان ملل است:





آقای بان کی مون
دبیر کل سازمان ملل متحد
کسی که این نامه را می نویسد ماه هاست که در انتظار دیدن و یا آزادی فرزند دلبند خود به سر می برد .
پسر من " محمد داوری " یک معلم است که او را در تاریخ هفدهم شهریور ماه سال 1388 در دفتر حزب اعتماد ملی دستگیر کردند .
اما پس از گذشت بیش از 8 ماه حتی اجازه ملاقات با پسرم را به من نداده اند !
آقای بان کی مون !
" محمد داوری " نان آور من و تنها امید من بوده است .
او پدر ندارد !
اکنون حقوق معلمی او را قطع کرده و من اکنون مانده ام که چه کار کنم ؟
هر چه نامه نوشته و یا با مسئولان زندان صحبت کرده ام کم تر نتیجه گرفته ام .
مسئولان امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران دائما به پسرم فشار وارد می کنند ، او را اذیت و مورد انواع شکنجه و صدمه قرار داده اند و زندگی را بر او و بر خانواده من تنگ کرده اند .
آقای بان کی مون !
امید من تنها خداست ...
فکر کردم اگر این نامه را برای شما بنویسم و تقاضای کمک کنم می توانم نتیجه بگیرم .
از شما به عنوان دبیر کل سازمان ملل متحد می خواهم که به وضعیت پسر من رسیدگی کنید .
در ایران تمام راه ها به روی من بسته شده است و امید من به شماست .
پسر من یک معلم بوده است و سزاوار این همه ظلم وستم از طرف مسئولان این کشور نیست !
بی صبرانه منتظر پاسخ و رسیدگی شما هستم .
ارادتمند
یک مادر دلسوخته از ایران
مادر محمد داوری

آخرين خبر از هاشم خواستار، معلم بازنشسته در زندان مشهد

شدت بیماری قلبی هاشم خواستار در زندان مشهد





جرس: هاشم خواستار، معلم بازنشسته مشهد و عضو کانون صنفی فرهنگیان استان خراسان در زندان وکیل آباد مشهد به شدت به بیماریهای داخلی و قلبی مبتلا شده است.
به گزارش خبرنگار جرس از مشهد، هاشم خواستار که 25 خرداد 88 بازداشت شد و پس از یک ماه و نیم از زندان آزاد شد، روز 25 شهریور 88 دوباره بازداشت شد و از آن موقع تاکنون همچنان در اسارت به سر می برد.
گفتنی است علی رغم عدم وجود سابقه قبلی بیماری قبلی، ایشان در طول مدت زندان به شدت بیمار شده و به مشکلات بینایی و فشار خون نیز مبتلا شده است.
شایان ذکر است از هشت ماه پیش تاکنون هیچ گونه مرخصی به ایشان داده نشده و علی رغم اعتراض خانواده و وکیل پرونده و نیز وخامت حال جسمی همچنان در زندان به سر می برد.
پیش از این همسر این فرهنگیِ بازنشسته که خود نیز از معلمان پیشکسوت و بازنشستۀ کشور می باشد، با گلایه از اینکه آقای خواستار با ۶۷سال سن، بیماری های آرتروز و ناراحتی های گوارشی متعددی دارند و طی این مدت نیز، حتی از داشتن دندانی که قبل از بازداشت سفارش داده بودند، محروم بوده و بدون آن در سلول به سر می برند"، خاطرنشان کرد ه بود"مسئولین امر حتی با دادن یک مرخصی کوتاه چند ساعته برای این موارد استعلاجی به این معلم سالخورده خودداری می کنند."
صدیقه مالکی فرد همچنین یادآور این نکته شده بود که آقای خواستار بیش از سه دهه معلم و فرهنگیِ این کشور بوده و آنچه بر آنها می گذرد، شایسته و سزاوار نبوده و خارج از انصاف می باشد.

سخن معلم

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران/به مناسبت هفنه معلم89





1- از   12 تا 18 اردیبهشت 89 اعضای شورای مرکزی (هیأت مدیره) کانون معلمان و فعالان صنفی به نشانه اعتراض به احکام غیر قانونی اعدام و حبس غیر قانونی همکاران و در روز 12 اردیبهشت عموم همکاران اعتصاب غذای کامل خواهند نمود.
2- فرهنگیان تهران در روز 12 اردیبهشت از ساعت 13:30 تا 17:30 بر سر مزار دکتر ابوالحسن خانعلی  و در قم بر سر مزار استاد مطهری گرد هم می آیند. ودر شهرستان های دیگر نیز از معلمان فرهیخته تجلیل به عمل می آید.

 در آستانه بزرگداشت هفته معلم  شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان روز جمعه 89/1/27 طی نشستی پس از بررسی اوضاع اجتماعی معلمان و شرایط روز در دفاع از حقوق از دست رفته و حمایت از  فعالین مدنی و معلمین در بند  بیانیه خود را صادر نمود .


این بیانیه  بخاطر نبودن رسانه آزاد و مستقل از طریق اینترنت انتشار می یابد
انتظار دارد  تمامی دوستان و فعالین صنفی در انتشار این بیانیه بعنوان رسانه مردمی عمل نموده و صدای معلمان را رساتر از قبل منتشر سازند.
لازم به ذکر است که این شورا با هیچ خبر گزاری و رسانه ای  انحصارا برای نشر این بیانیه در تماس نبوده و این بیانیه به همت شما و همکاران بصورت مردمی در حال نشر است.توصیه میگردد دوستانی که امکان چاپ و تکثیر این بیانیه را دارند سریعا اقدام نمایند .

اردیبهشت 89

 بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران
 اردیبهشت 89 

 به نام خداوند جان وخرد 

  دوازده اردیبهشت را که  در تقویم  کشور روز معلم  نامگذاری شده  گرامی می داریم  و بر روح معلمان شهید دکتر ابوالحسن خانعلی  و استاد مطهری که در چنین روزی به شهادت رسیدند و هر دو قربانی خشونت عریانی شدند که هنوز هم جامعه ما از آن رنج می برد درود  می فرستیم.
در جهان ،معمول است در روزی که به نام معلم نامگذاری شده ، معلمان اقدام به راهپیمایی ، گردهمایی ، طرح نقد و نظر و اندیشه های خود در حوزه آموزش و پرورش و بیان مسائل و مشکلات و تنگناهای شغلی خود می کنند.

 
در ایران فرصت چنین اقداماتی در قانون به افراد داده شده است ولی در عمل هر معلمی که بر اساس حقوق صنفی ، انسانی و شهروندی خود وبه تأسی از قانون اقدام به امور مذکور کند به مجازات هایی فرا قانونی محکوم شده و داد او به جایی نخواهد رسید. که مصداق بارز آن در حال حاضرعدم رعایت  نص صریح قانون اساسی  و اصول 22، 23، 25،26، 26،27،28، 32،33 و38 در حق بهترین معلمان این کشور می باشد که در زندان ها بسر می برند.

 
فرهنگیان ، با وجودی که خود از مؤثرترین گروه ها در پیروزی انقلاب و جنگ بوده اند معتقدند هیچ گروهی سهم ویژه از انقلاب ندارد که خود را مافوق  قانون و انقلاب بداند ونظام را برابر با قواره ی خود تصور نماید و هر کس را که با سلیقه اش هم خوانی نداشت به مقابله با نظام متهم کند. یکی از اهداف انقلاب اسلامی مردم ایران برقراری فضای آزاد در کشور بود به گونه ای که همه ی آراء و اندیشه ها ونقد ونظرها به مصداق آیه ی شریفه " فبشر عبادی الذین  یستمعون القول فیتبعون احسنه  " مجال طرح پیدا کند وهیچ مسؤولی خود را مبرا از نقد نداند ودر برابر اعمال خود و سرنوشت ملت پاسخ گو باشد. آیا به این اهداف رسیده ایم؟

 
چگونه است امروز فرهنگیانی که فرزندان حقیقی ملت بزرگ ایرانند ودل داده ی انقلاب، اسلام، عدالت و آزادی اند و دل در گرو کرامت انسانها و حفظ  حقوق انسانی افراد دارند، صرفا ً به خاطر طرح انتقاد های خود به مجازات های عجیب و غریب محکوم می شوند؟ " فاین تذهبون " ؟

 
جریان قدرت عاجز از درک این واقعیت است که جامعه فرهنگیان از در ریا و سالوس و مدح و ستایش برای هیچ صاحب قدرتی در نخواهند آمد و گوهر نقد را چون جان شیرین پاس خواهند داشت و کرامت آزادگی را که خدا به بنی آدم عطا کرده ارزان نخواهند فروخت.

 
 از آنجا که برخی ایران را «آزاد ترین کشور جهان خوانده اند که در آن آزادی نزدیک به مطلق است» باید به این سوال پاسخ دهند که چرا دلسوزترین و صادق ترین معلمان کشور صرفا ً به خاطر انتقاد از وضع موجود ، با احکامی چون اعدام ، حبس ، تعلیق ، اخراج ، تبعید، بازخرید ، باز نشسته اجباری ، تنزل رتبه ی شغلی ، محرومیت از تدریس و ... مواجه می شوند. هزینه هایی که فرهنگیان ایران صرفاً به لحاظ انتقاد تحمل کرده و می کنند در جوامع پیشرفته ، نشانه رشد و بالندگی و شایسته ی تقدیر و تحسین است.

 
فرهنگیان «آزادترین کشور جهان»!!!می خواهند بدانند امثال بداقی ها، خواستارها، داوری ها ومومنی ها چه جرمی مرتکب شده اند که باید بدون محکومیت، ماه ها حبس درشرایط  نامناسب را تحمل کنند، حقوقشان قطع و فرزندان خرد سالشان در سختی و مضیقه ی مادی ، نا امنی ونا امیدی و سراسیمگی زندگی کنند. معلمانی چون کمانگر و قنبری چه گناه نابخشودنی مرتکب شده اند که به احکام هولناک اعدام  محکوم گردیده اند. 

 
اثر روحی _ روانی این احکام بر خانواده ها و جامعه میلیونی فرهنگیان کشور زدودنی نیست و گذر زمان ایشان را مانند شهید ابوالحسن خانعلی به اسطوره های ماندگار ملی تبدیل خواهد کرد حتی با فرض پخش اعترافات از آنها در رسانه ها، افکار عمومی مردم و فرهنگیان چنین اعترافاتی را نخواهند پذیرفت. 

 
مشفقانه مدیران و گردانندگان چنین سیاست هایی را انذار می دهیم که این اعمال به هیچ روی نه دردی از شما دوا می کند و نه در شأن نام جمهوری اسلامی است که همه ی ما برای برپایی و حفظ آن خون ها داده وخون دلها خورده ایم. بدیهی است لطمه ای که صدورچنین احکامی به دین، میهن و انسجام ملی می زند از هیچ دشمنی ساخته نیست چرا که لطمه ی بد دفاع کردن جبران ناپذیر است. چنین ساده اندیشانی به خاطر ضعف تحلیل و قوه ی تمیز وبدبینی مفرط ، دچار توهم توطئه شده و هر منتقدی را خصم پنداشته و خود را حق انگاشته وهر استدلالی  را باطل می دانند چرا که :                    

  ذهن هایی که خیال اندیش شد      گر دلیل آری خیالش بیش شد
  ناگفته پیداست جامعه ی عظیم فرهنگیان کشور به هیچ روی تحمل چنین احکامی را ندارد و شکی نیست که اجرای چنین احکامی جامعه و آموزش وپرورش را بیش از پیش ملتهب کرده و روی هرگونه آرامشی را از عرصه فرهنگ خواهد گرفت.
صدور احکام رنگارنگ و زدن اتهامات واهی به فرهنگیان و تشکل های ایشان ، روش نخ نمایی است که می خواهند با این اتهامات فرهنگیان ونمایندگان آنها را در موضع انفعال قرارداده تا به جای طرح مسائل ومشکلات حوزه آموزش وپرورش ، در گیر پاسخ گویی به اموری بی ربط و بیهوده گردند تااز این طریق نیروهای آنها در دفاع از خویش صرف گردد واز مسیر اصلی وهدف اولیه تشکل های صنفی دور شوند.
امید است عقلای قوم با تدبیر و درایت آبی بر آتش التهابات افشانند وبه خواست صدها هزار فرهنگی کشور توجه نمایند وبه عنوان حسن نیت در گام اول همه ی فرهنگیان در بند را آزاد کنند.

 
با وجود همه ی این بی رسمی ها وجفاها در حق فرهنگیان کشور کماکان ناامید نشده و در عین ایستادگی بر حقوق خویش ، بخشی از مسائل و مشکلات موجود در حوزه ی آموزش وپرورش را با تصمیم گیران کلان کشور در میان می گذاریم ، با این امید که با اصلاح رویکردها ، آموزش وپرورش در مسیر صحیح خود قرارگیرد.
بدیهی است ضمن انتقاد از بزرگ نمایی های مکرر و رسانه ای کردن موضوعاتی که فعلا ً در حد حرف باقی مانده و نقاط ضعف و قوت آن روشن نیست ، از هر اقدام مثبت وسازنده در جهت حفظ کرامت فرهنگیان وارتقاء منزلت ومعیشت ایشان کاملا ً استقبال می کنیم و با نگاهی مثبت منتظر اجرایی شدن برخی وعده های رسانه ای شده مسؤولان ذی ربط می مانیم .
1- خط قرمز هر صنفی نقض حرمت ، شأن و منزلت افراد آن است. لذا خواسته اولیه فرهنگیان کشور آزادی سریع وبی قید وشرط همه ی فرهنگیان در بند و صدور منع تعقیب قضایی ولغو کلیه ی احکام اداری و قضایی صادره برای فرهنگیان منتقد است ، تحقق این امر ضمن تلطیف فضا و کاستن از تنش ها نشان از درایت و حسن نیت مسؤولان امر و رویکردی انسانی در حوزه آموزش وپرورش دارد.
2- رفع فضای امنیتی از مدارس و ادارات آموزش وپرورش، تأمین امنیت شغلی فرهنگیان و پرهیز از مخبر پروری در فضای مقدس کلاس و مدرسه و اجتناب از پرونده سازی برای فرهنگیان منتقد.
3- اصلاح نگاه مسؤولان و تصمیم گیران کلان کشور به آموزش وپرورش به عنوان یک نهاد زیر بنایی نه مصرفی.
4- عدم تخصیص درآمدهای ملی نفت و گاز به هزینه های جاری وصرف آن در امور زیربنایی مانند آموزش وپرورش وبهداشت .
5- پرهیز از هر گونه رفتار جناحی و خطی و سیاست بازی در تألیف کتب درسی و معیار قراردادن نظر همکاران متخصص.
6-  فراهم آوردن امکانات لازم  و در حد استاندارد در مدارس دولتی به منظور جلوگیری از تنزل جایگاه وافت تحصیلی مدارس دولتی مطابق اصل 30 قانون اساسی.
7-  رفع تبعیض درون و برون سازمانی در خصوص دارندگان مدارک تحصیلی فوق لیسانس و دکترا در آموزش وپرورش 

و اما سؤالاتی که فرهنگیان کشورتأکید بر طرح آنها داشته وضرورت پاسخ گویی متولیان امر را می طلبد:

 
1- آیا قانون مدیریت خدمات کشوری (نظام هماهنگ ) کارایی لازم را برای رفع تبعیض در بین کارکنان دولت داشته است؟
2- آیا با وجود وعده های مکرر، آموزش وپرورش از عرصه بازی های سیاسی خارج شده است ؟
3- آیا تبدیل مدارس دولتی به مدارس تحت عنوان هیأ ت امنایی از وجاهت قانونی برخوردار است؟ اگر پاسخ منفی است چه اقدام عاجلی برای حفظ حقوق دانش آموزان و خانواده هایشان در دستور کار است ؟
4- طبق مصوبه 673 شورای عالی آموزش و پرورش مدیران مدارس باید با رأی فرهنگیان شاغل در هر آموزشگاه انتخاب شوند.علت عدم اجرای این قانون چیست ؟
واما همکاران عزیز!
امیدواریم در بیانیه ی بعدی از گشایش ها ورفع مشکلات با شما سخن بگوییم از شما تقاضا داریم در هفته معلم ودر فرصت های استراحت در دفتر مدارس درخواست های زیر را رعایت فرمائید :
1- از   12 تا 18 اردیبهشت 89 اعضای شورای مرکزی (هیأت مدیره) کانون معلمان و فعالان صنفی به نشانه اعتراض به احکام غیر قانونی اعدام و حبس غیر قانونی همکاران و در روز 12 اردیبهشت عموم همکاران اعتصاب غذای کامل خواهند نمود.
2- فرهنگیان تهران در روز 12 اردیبهشت از ساعت 13:30 تا 17:30 بر سر مزار دکتر ابوالحسن خانعلی  و در قم بر سر مزار استاد مطهری گرد هم می آیند. ودر شهرستان های دیگر نیز از معلمان فرهیخته تجلیل به عمل می آید.     
با توجه به عضویت شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در سازمان آموزش بین المللی (ei) از آن سازمان در خواست   می گردد اقدام مقتضی در حمایت از معلمان ایران خاصه معلمان زندانی به عمل آورد.                                          
دبیر خانه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان ایران اردیبهشت 89